Skip links

برچسب: دیسفوریای پیش از قاعدگی

Tags
دیسفوریای پیش از قاعدگی چیست؟

دیسفوریای پیش از قاعدگی چیست؟

اگر شما یک زن باشید، احتمالا در طول سیکل قاعدگی برایتان پیش آمده که وارد روزهایی ‌شوید و از خودتان بپرسید: «روزش رسیده؟» و به سراغ تقویم بروید تا ببینید آیا به روزهای قاعدگی خود نزدیک هستید؟ آیا کم‌حوصلگی، احساس غم و اندوه عمیق، احساس تنهایی، احساس خشم و… همانی است که هر ماه در روزهای مشخصی تجربه می‌کنید یاخیر؟ در ابتدا ممکن است متوجه نشوید که در طول ماه چه بر سرتان می‌آید و یا چه اتفاقی در درون یا محیط شما رخ داده که شما را تا این حد دچار تغییر کرده است؟ حتی ممکن است وقتی در حال تجربه کردن این احساسات هستید به دنبال علت آن در بیرون از خود بگردید و به این ترتیب عصبانیت و خشم بیشتری را نیز تجربه کنید. ممکن است از آدم ها آزرده شوید و با خود بگویید: «چرا من تا این اندازه تنها هستم؟ چرا کسی من را دوست ندارد؟» یا به کوچک‌ترین رویدادهای زندگیتان واکنش‌های شدیدی نشان دهید، اما بعد از مدتی تکه‌های پازل کنار هم قرار می‌گیرد و متوجه می‌شوید که انگار این اتفاق هر ماه برای شما رخ می‌دهد و در روزهای مشخصی این احساسات و حالت‌ها را تجربه می‌کنید.

Tags
تشخیص و درمان دیسفوریای پیش از قاعدگی

تشخیص و درمان دیسفوریای پیش از قاعدگی

گاهی به دلیل شباهت برخی از علائم، برای افراد مبتلا به پی‌ام‌دی‌دی، تشخیص مشکلاتی مثل افسردگی یا اختلال دوقطبی گذاشته می‌شود. به علاوه اگر بیماری جسمی یا روانی خاصی داشته باشید، وجود پی‌ام‌دی‌دی همزمان ممکن است علائم بیماری شما را بدتر کند. به همین دلایل، ثبت دقیق حالات و احساسات در طی زمان، اهمیت زیادی پیدا می‌کند، چرا که پی‌ام‌دی‌دی در هر صورت در طول ماه، الگوی منظمی دارد.
اگر فکر می‌کنید تشخیصی که برای مشکل شما داده‌اند با آن چه تجربه می‌کنید همخوانی ندارد، لازم است با پزشک خود در این باره صحبت کنید تا به اطمینان برسید که درمان مناسبی دریافت می‌کنید که به شما کمک خواهد کرد.

Tags
روایت روزهای مواجهه با ملال پیش از قاعدگی

روایت روزهای مواجهه با ملال پیش از قاعدگی

با گذر زمان و افزایش سن متوجه شدم که حالات من در مواجهه با قاعدگی نسبت به همسن و سال‌هایم متفاوت است. در آستانه شروع روزهای قاعدگی درد و فشار عصبی عجیبی را تجربه می‌کردم. خوب می‌دانستم که درد و عصبی شدن تجربه مشترکی میان اغلب بانوان است و یک امر طبیعی محسوب می‌شود، اما چیزی که من در حال تجربۀ آن بودم قاعدتا غیرمعمول و متفاوت‌تر از اطرافیانم بود. از اوایل ۲۰ سالگی به بعد هیچ دوره‌ای از قاعدگی را به‌خاطر نمی‌آورم که در آستانۀ آن به طرز عجیبی با خانواده‌ام مشاجره نکرده باشم. پرخاشگری من در این دوران به جایی رسیده بود که در خانۀ خودمان به من برچسب «پرخاشگر» و «بداخلاق» بودن زدند و یکدیگر را به مدارا کردن با اخلاق بد من سفارش می‌کردند. حتی میدیدم که مادرم خودش را در این حالات مقصر می‌داند، چرا که وقتی کودک بودم مادرم نیز هر از چند گاهی دچار پرخاشگری‌های غیرارادی و شدیدی می‌شد تا جایی‌ که ممکن بود به من آسیب بزند. در خیال کودکانه‌ام گمان می‌کردم چند وقت یک بار خواب بدی می‌بیند یا از دست اطرافیان دلخور می‌شود، اما بعدها فهمیدم مشکل از جای دیگری بود. از یک طرف مادرم تصور می‌کرد بخاطر بداخلاقی‌های غیر ارادی‌ گاه به گاه‌اش حالا من این‌چنین پرخاشگر شده‌ام و از طرف دیگر من هم خودم را بخاطر اخلاق تندی که به سراغم می‌آمد سرزنش می‌کردم و از این‌که نمی‌توانم در آستانه روزهای قاعدگی رفتار و احساساتم را کنترل کنم احساس بدی پیدا می‌کردم.