Skip links

افسردگی زایمان

بدترین روزهای یک مادر به نظرم درست بعد از زایمانش شروع میشه. دقیقا همون زمانی که همه فکر میکنن همه چیز عاالیه، سختی ها تموم شده وتو چقدر عاشق نوزادت هستی. در حالی که تو تبدیل شدی به یه موجود بی اندازه حساس که احساس خاصی نسبت به نوزادت نداری! و بدترین اتفاق اینه که نمیتونی این موضوع رو به کسی بگی چون همه سریع انگ بی رحم بودن بهت میزنن. حتی خودت هم عذاب وجدان میگیری چون همیشه شنیدی مادرها عاشق بچه هاشون هستن و هیچوقت از دستشون خسته نمیشن.
من وقتی باردار شدم خیلی کم سن و سال بودم و چیزی راجب این حس و حال افسردگی نمیدونستم ولی وقتی یه کم مطالعه کردم فهمیدم این حس بین خیلی از تازه مادرها مشترکه و اون موقع تازه تونستم از عذاب وجدانم فاصله بگیرم و به خودم فرصت بدم تا کم کم نوزادم رو دوست داشته باشم. باز خدا پدر و مادر گوگل رو خیر بده که حرفامون رو میشنوه!!

نام نویسنده
بهاره
سن نویسنده
۲۵

نوشتن کامنت